الف : يادته گفتی من عاشق نمی شم ، اونم اينطوری!
ب : آره، اما شدم ، حالا که شده!
الف ( با خنده ) : خب آره، اما فکر کنم اشتباه کردی!
ب : ببين اشتباه نکردم فقط نمی دونم چيکار کنم ...همين!
الف : حالا جدا می خوای چيکار کنی!
ب : خــــــــــــب نمی دونم ، توچرا همش هی می پرسی!!
الف : منم نمی دونم ،شايد ته دلم اينطوری آروم بشه!
ب : مگه وقتی می گم دوست دارم .....دلت آروم نميشه؟؟!!
الف : نمی دونم ...هم آروم ميشه هم نه! ــ تو دلم آشوب می شه...
ب : آره می دونم چی می گی...
الف : می دونی ــ وقتی فکر می کنم ....همش می گم اگه اينطوری بشه .....اگه اونطوری بشه....و هزارتا اگر ديگه....از اون بدتر اينه که ، بعد از هر اگر ...يک اما هم میــــــاد....اونش خيلی بده..!
ب : ببين خب بهش فکر نکن ....
الف : حرف ِ الکی نزن.....تو خودت می تونی بهش فکر نکنی؟؟!!
ب (سکوت کرد و نگاه کرد....)
الف : بـــاز که اونطوری نگاه کردی...!
ب : چه جوری نگاه کردم؟!
الف :اونطوری که دل آدمو می بری ديگه....!
ب : بيين من نمی خوام دل هيچ آدمی رو ببرم.....فقط می خوام دل ِ تو رو ببرم! همیـــــــن!
الف : آره ....اونو که خيلی وقته بردی....
ب : ببين بــــــــاور کن دوســت دارم!
الف : بـــــــــاور می کنم....باور می کنم!
ب ( بــاز هم با همو ن نگاه ....نگاه ِ ماورايی ....فقط نگاه می کنه...)
الف : تو خيـــلی خوبــــــی ....خيــــــــــــــــــلـــــی !
ب : آخه تو چون منو دوست داری اينطوری می گی....
الف : من .....من........ببين من هر چی کلمه و واژه بلدم ...تو که هستی یـــــادم می ره.....
ب : منم همينطور!
الف : ببين فقط « دوست دارم » یــادت نره.....گرچه اگه اونم يادت رفت زياد مهم نيست.....چون چشمـــــــــــات حــــــرف می زنه و مـی گه....!
ب (بازم نگاه می کنه و سرشو به علامتِ تاييد تکون می ده!)
الف (ديگه نمی تونه چيزی بگه!!!)
................
دوتـــــــايی ساکت می شن.....!
....................................................................................................
جا مونده ها :
۱ - من نمی خوام دوباره برگردم مدرسه ... خسته شدم ... ای کاش هيچ وقت مدرسه نمی رفتيم .
۲- همه چيز عيد يه طرف اين ديد بازديد ها هم يه طرف ... خدايی خيلی خوش می گذره .
۳ - ای کاش حداقل اون موضوع رو هيچ وقت نمی فهميدم ... اون جوری حداقل دلم خوش بود که ... .